دیروز من ...
حوصله بیرون اومدن نداشتم نیم ساعتی همون تو موندم دو تا کتابم همسری برام گرفته از کتابخونه ادارشون ۲ هفته ای باید میبرد پس میداد حالا ۳ هفته ست که تو خونمونه
یکیشونو نصفه خوندم (تنهاترین ستاره شب ) ولی اون یکی مونده هنوز
تصمیم دارم تو این چند روزه تمومش کنم
دیگه بعد از نیم ساعت خسته شدم در و پیکر و قفل کردم رفتم تو و از اونجائیم که وقتی تو شهروند یا هر مرکز خرید دیگه ای بچرخی نمیتونی چیزی نخری یه مقدار چیز میز برداشتم از جمله یه پوشک بچه
نیست همیشه خ و ن ریزیم زیاده از این وسیله استفاده میکنم تازه بازم کممه
بعد یه خانومه بهم میگه ببخشید وقت دارید با هم یه اسباب بازی واسه یه دختر بچه ۱ ساله پیدا کنیم![]()
منو میگی همینجوری هاج و واج مونده بودم حالا درسته که از بیکاری تو قسمت اسباب بازیا بودمو داشتم اونجا رو دید میزدم ولی با خودم فکر میکردم خوب چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟؟/یعنی تو من چی دیده که.........
بعد یهو چشمم به پوشکه خورد فهمیدم همه جریانو طفلی فک کرده بچه ۱ ساله یا کمتر دارم واسش پوشک گرفتم دیگه خبر نداره بچه کوچیکه م ماشالله ۹ سالشه و اینو واسه خود خرس گنده م گرفتم![]()
بعدشم که دیگه وقت کم آوردم هر وقت میرم اینجور جاها وقت کم میارم خواهرررررر
بدو بدو خودمو رسوندم به ماشینو بعدم دم موسسه و بعدم خونه
خوشبختانه خیابونا خیلی خلوت تر شده از ۷ تیرم که ترم جدیده کلاساش صبح تشکیل میشه
موقع ثبت نام درخواست دادم ۱۱ و نیم باشه که گفتن اگه جا باشه واسه اون ساعت خبرتون میکنیم
فعلا که خبری نشده منم که پیگیری نکردم همینجوری الی اللهی یه چیزی انداختم
اگه ساعتش عوض نشه شنبه و چهارشنبه ۹ صبح باید پاشیم خانومو ببریم کلاس اونوقت اون ساعت پاساژ و شهروند و اینا از کجا پیدا کنم......![]()
دیشب بعد از سمرم رفتم پیاده روی دقیقا نیم ساعت با سرعت راه رفتم چند روزی بود تنبلی میکردم نمیرفتم شایدم یکی از علتاش خاله پری بود
دیروز بعدازظهرم هر کاری کردم راه برم دیدم نمیشه رسما میپزم این بود که گذاشتم شب بشه هوا قابل تحمل تر.........
واسه امروزم نمیدونم چه برنامه ای بذارم
کجا بریم بعدازظهر
راستی سریال عشق و جزا هم به دیدنیهام اضافه شد
دیروز یه قسمتشو دیدم خوشم اومد
این سریالا هم آدمو محتادددددددد میکنه خوااااااهر![]()
مثلا میخواستم یه سر به ف . بوکم بزنم زود برم بخوابما از ۸ و نیم اینجام خبر مرگم
بابای![]()
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار