وبلاگم دوستت دارم
مشکل من از کجا شروع شد؟؟
از جایی که کامپیوترم خراب شد نتوانستم عکس بگذارم نمیدونم اخرین بار کی بود که نوشتم و اصلا راجب چی نوشتم الان بعد از مدتها که این صفحه رو باز کردم فقط دوست دارم که بنویسم نه تو ارشیو رفتم نه تو کامنت ها
انشالله بعد از پست گذاشتن اونها رو هم چک میکنم
فقط چیزی که هست مدت زیادی بلاگفا قاط زده بود بعد از اونم من رمزمو گم کرده بودم
از گزارشات و حال و احوالات شدیدا تو تلگرام مشغولم و تقریبا وقتی برای وبلاگ خونی و سر زدن ب قسمت های دیگر نت نمیمونه حتی ی گروه خانوادگی مامانم تو واتس اپ چهار هزار و خورده ای پیام وقت خوندن اونم ندارم
احتمالا سه شنبه که داریم میریم ی زد برای عروسی و تو شش ساعتی که تو قطار هستیم همه رو بخونم
تو خونه جدید خدا رو شکر جا افتادیم
ی خونه طبقه اول ۱۱۵ متر متراژ سه خوابه شمالی رو به حیاط حیاط خلوت بزرگ و بی استفاده که افتاده ا ن گوشه
آزی م خوبه خدا رو شکر هفته ای چند بار میاد یا من میرم تو ساعت های خلوتی چون فاصله زیاد و پرترافیک
ما شمال غرب اونا شمال ترافیک صدر و اصن یه وضعی
راست راستش بازم تو فکر خونه وض کردنم یه خونه ای که طبقه دهم باشه و نزدیک آزی حالا متراژش کوچیکترم شد عیب نداره ولی همه اینا میمونه واسه سال بعد که دخترک قراره پایه و مدرسه ش عوض بشه
دانشاه که نمیرم زبان که نمیرم با اجازتون دربست نشستم تو خونه و مشغول کارهای خونه و گاهی بیرونی و خریدی و ...
البته الان چند ماهی میشه بوستان جونم نرفتم دلم خیلی براش تنگیده
شه وند نرفتم ب جاش میرم کوروش و جانبو
ولی خوب شهروند ی چیز دیگست چون پر از خاطرست
اصلا نمیدونم دیگه کسی اینجا رو میخ نه یا نه ولی من قول میدم تند تند بیام
دوستون دارم
فعلا