دل گرفته
پونک بوستان میرزا بابایی همه اینها یعنی زندگی
وقتی قدم ب قدم روی سنگفرشهای اونجا راه میری یعنی زنده شدن ۱۷ سال هاطرات
من متعلق ب اینجا نیستم
چه شد ک سر از این مخله در اوردم
چ شد ک ساکن طبقه ۱ شدم مگر نه اینکه عاشق ارتفاع بودم
دید زن کل شهر چ در روز چ در شب
بد وقتی مصادف شد با خانه عوض کردن
درگیر دانشگاه زبان جهاز عروسی و ....
همه اینها باعث شد از روی خستگی عجولانه تصمیم بگیری
درسته بزرگه ولی من دوسش ندارم
وقتی توش ارامش ندارم نمیتونم تحملش کنم
دیروز ۱ ساعت تمام در مخله قبلی راه رفتم و از ۲۲ سالگیم رو مرور کردم
من اینجا را دوست ندارم
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 12:32 توسط خانوم سین
|
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار