پونک بوستان میرزا بابایی همه اینها یعنی زندگی

وقتی قدم ب قدم روی سنگفرشهای اونجا راه میری یعنی زنده شدن ۱۷ سال هاطرات

من متعلق ب اینجا نیستم

چه شد ک سر از این مخله در اوردم

چ شد ک ساکن طبقه ۱ شدم مگر نه اینکه عاشق ارتفاع بودم

دید زن کل شهر چ در روز چ در شب

بد وقتی مصادف شد با خانه عوض کردن

درگیر دانشگاه زبان جهاز عروسی و ....

همه اینها باعث شد از روی خستگی عجولانه تصمیم بگیری

درسته بزرگه ولی من دوسش ندارم

وقتی توش ارامش ندارم نمیتونم تحملش کنم

دیروز ۱ ساعت تمام در مخله قبلی راه رفتم و از ۲۲ سالگیم رو مرور کردم

من اینجا را دوست ندارم