اولین خرید عید واسه دخترک که اسمشو تغییر داده و حالا دیگه ستایش به خواست خودش صداش میزنیم انجام شد
خواهری میگه باید اش بدی که به اون اسم صداش کنیم
جونم براتون بگه همون روز ک تولد خواهری بود بعد از ناهار گفتیم بریم تیراژه حدودای ساعت ۳ رفتیم که خلوت باشه که خوب البته از هیچ ندلش خوشم نیومد بعدشم که قدرت انتخاب تو این سن کمه چون یه چیزیه بین نوجوان و بزرگسال و هر سایزی بهش نمیخوره
خلاصه اونجا رو ترک کردیمو اومدیم مخل خواهری قیمتا هم که قربونش برم کذایی هر کی هر قیمتی دلش میخواد میگه
مثلا لباسی که تو تیراژه میگفت ۱۲۰ دقیقا عین همون اینجا ۱۶۰
یا لباسی که خواهری از شهرارا واسه دخترش خریده بود ۱۳۰ اینجا ۱۷۰ یعنی اصن یه وضعی
خلاصه دو سه مدلو انتخاب کردیم تا با اجازتون یه شومیز دامن سرخابی واسش گرفتمو بهش خورد ۲۰۰ تومن
یعنی فک کن ۲۰۰ تومن واسه یه لباس بچه تازه ۲۱۵ بود سرمون منت گذاشت تخفیف داد
خواهری گفت میخوای بریم شهرارا گفتم نه حسش نیست
حالا فک کن این بچه کفش میخواد جوراب شلواری میخواد یه کیف کوچیک میخواد
واقعا خدا به داد مردم برسه
خودمم که دوباره ۲ روزه شروع کردم به رژیم از همون نوع خرکی و من در اوردی
تا ببینیم چی میشه
خواهری و یکی از همکاراش میرن یه دکتر البته خ وهری تازه شروع کرده ولی همکارش هفته اول ۴ کیلو هفته دوم ۲ کیلو هفته سوم ۲ کیلو کم کرده
در کنار رژیم دکتره یه قرص اعصابو یه قرص گیاهی شامل شبت و زیره و ...اینام داده
خواهری ک قرص اعصابشو نخورده
اصن قاتون دکتره اینه هفته اول ۴ کیلو میگن مطبشم خیلی شلوغه هر کیم میاد همونو کم کرده
دیگههههههه جونم براتون بگه که دیگه چیزی تا تولد دخترک نمونده در تدارکشیم انشالله راستی اینم بگم ک اون شومیز دامنم مامانم میخواد کادوی تولد بده به دخترک
دستش درد نکنه
البته اینم بگم که قرار بود پول تبلتو بده که پیچوتد
البته حق داره چون ایشالله ۱۷ فروردین داره میره مکه پول میخواد خوب
خونشم ک مهندس تا اردیبهشت تمدید کرده یعنی اینجور که بوش میاد خونه تا خرداد تمومه و نا هم ایشالله تابستون از این خونه کذایی و پر از پله نجات پیدا میکنیم
امروزم که زبان داشتم حس میکنم خیلی پیشرفت کردم و راحت تر میتونم بحرفم
کلاس دانشگاهمم از یکشنبه ایشالله شروع میشه
دوستون دارم .بای
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار