یه روزیه که از صبحش که پا میشیم هوا برفیه اسمون ابری
خوب نتونستم بخوابم دلم شور فاینال زبانم و ازمون قلم چی دخترکو میزنه
اشو میذارم رو گاز اخه تو این هوا بدحوری میچسبه
با دخترک درس کار میکنم کلا پنجشنبه هاوروز دوره دروسه
زبان خودم همچنان اون گوشه دست نخورده مونده
تا ظهر خودمو میکشم بی خوابی و به دنبالش سر درد
میام بخوابم خوابم نمیبره یه استامینافون میخورم
سردردم کمی بهتر میشه ولی کامل خوب نمیشه
خلاصه که با سر درد میسازم فقط میرسم لغت معنی های زبانو یه بار دوره کنم
گیج و ویج پا میشم میرم فاینال
استاد بهم نمره کلاسی ۹۰ میده
چشان البالو گیلاس میچینه ولی سعی میکنم حواسمو حسابی جمع کنم
قبل از زبان دخترکو گذاشتم خونه خواهری
مامانمم قراره بره اونجا مادرشوهرش اینا هم شب اونجان
بعد از ازمون میرم خونه خواهری
ولی حس میکنم راضی بودم از ازمون و بیشتریاشو درست زدم
خونه خواهری برادر زنگ میزنه میگه تو این سه هفته ای که باید پاش تو گچ باشه رفته شهرستان پیش خونوادش
حالا زنگ زدن پدر و زنش که مثلا از ما تشکر کنن
اونم چون پسرشون میخواد برگرده تهران و معلوم نیست تا کی اینجا باشه و اگه کارش درست باشه و پیشرفت کنه شاید تا همیشه
و چون بازم ممکنه به ما نیاز پیدا کنن وگرنه که عمرا پولو میریخت یا تشکر میکردن
اخر شبم که میام خونه میرم تو سایت موسسه زبان
میبینم این گیج خانوم نمره کتبیش ۸۹/۵ شده کلاسیمم که ۹۰ داده بود
در محموع شدم ۹۰
دوستون دارم بای
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار