اصن انگاره‍ این تبلته یا گوشیه زبون نفهمه  تو ادامه مطلب پست میذاری رمز جدیدم میدی انگار نمیفهمه بقیه نمیتونن بازش کنن ولی خودت میتونی

میخوای کامنت بذاری یه خط در میون میگه کد صحیح نمیباشد اصن فک کنم دیوونست

اینه که فعلا مث قبل مینویسم تا راهشو پیدا کنم

و آمااااااااا

جونم براتون بگه کههههههه

گفتم یهو پیش میاد ماهی دو بار خاله پری میاد

اونم از اول سال اینجوری شدم

بعد فک کردم احتمالا تا فروردین میخوام بمیرم 

ههههههههه

چرا تا فروردین؟؟؟؟؟؟

چون فروردین به دنیا اومدم همون روز تولدم راه افتادم همون روز تولدم در ۱۳ سال بعد خاله پری اومد سراغم 

هیچی خلاصه دیروز بعدازظهر هم دکتر رفتم واسه سینه م هم .......

که خود دکتره سونو گرافیم داشت گفت زیاد مشخص نیست بهم نامه داد برم یه سونوی تخصصی تر

گفتم به نظرتون چیه

گفت یا فیبروم یا کیست

که با عمل یا دارو حل میشه

ببین انقد عمل نکردم که خدا اینجوری گذاشت تو کاسه م

حالا ایشالله که نیازی به عمل نباشه ولی آزی میگه عمل کنی همه جوره راحت میشی

بعد از دکترم رفتیم کد کاشیها رو بدیم مهندس که نبود دادیم کارگرش

اون خونه ایم که تو کوچه بالایی داره میسازه رفتم دیدم

واقعا که نقشه ها چقد افتضاح شده

همسر میگه اینا مدل جدیده

ای تو روح هر چی مدل جدید

هههههههههههه

اون روز خواهر شوهر میگفت میخوایم خونه تهرانو بفروشیم بریم کرج دیگه فک کنم جا افتاده ولی هی اه و اوه میکنه که من بدم میاد و خوشم نمیاد و این حرفا

حالا میخوان یه خونه ۳ واحدی حیاط دار بخرن که ۱۴۰ متره یعنی یکی از آرزوهای من

دلم واسه حیاط خیلی تنگیده قیمتشم میگه ۳۰۰ میلیون یعنی در مقایسه با تهران مفت

هواشم که میگه فوق العادست

حتی میگه تهران که از مترو پیاده میشم قشنگ تفاوت هوا رو حس میکنم

خیلی دارم وسوسه میشم برم کرج

مگه آدم چند سال میخواد زندگی کنه

منم که فروردین سال دیگه کلا میخوام بند و بساطمو جمع کنم به ملکوت اعلی بپیوندم

ههههههههههه

حالا فک کن اینهمه بنویسی نتت قطع شه همش بپره

خلاصه که

دیروز بعد از مهندس رفتیم خونه مامانم تا وقت زبان من شد همسریو که اونم داغونه و سرما خورده رسوندم خونه خودم شتافتم به سوی زبان

هر چی همه گفتن داری مینیری نرو

گفتم نهههههه باید برم هم درسمو دوس دارم هم استادمو هم کل جو کلاس و همکلاسیامو تازه پنجشنبه هم که تعطیل بود یه هفته فاصله افتاده بود

بعد به قول استادمون درس شیرین زبانم میفهممو دیگه میتونم جمله بسازمو تقریبا مسلط شدم حیفم میاد نرم خووووووب

دیگر هم اینکه دیشب ساعت ۲ خوابیدم امروز ساعت ۴ و نیم عینهو مرغ پاشدم دیگه خوابم نبرده

فقط خدا کنه بعد از رفتن همه بتونم بکپم وگرنه روز سگیی در پیش خواهم داشت

دوستون دارم بای