بسیااااااار بسیاااار بی حالمممممم......از این ساعت به بعد دیگه سرم قیراژ میره یعنی یه جورائی که انگار سنگین شده و رو شقیقه ها فشار میاره

ولی با این حال دوست ندارم تموم بشه....ماه رمضونو میگم........بعد از چندین سال عین آدم روزه هامو گرفتم .......نمازامو خوندم......عبادتامو کردم حس میکنم به خدا نزدیکتر شدم ....خدائی که همیشه هوامو داشته حتی در بدترین شرایط بازم گفته بیا به سمت من ......دستتو بذار تو دست من و من همچنان بد بودمو بد

به لطف این ماه حدودا 8 کیلو از وزنمو از دست دادم ......هر چند که از دیشب که تا صبح کولر روشن بود احساس سرماخوردگی میکنم ولی همچنان مقاومت میکنم و مقاومت

یعنی به جرات میتونم بگم 3- 4 ساله هی رفتیم پیش کرمانی هی پول پیاده شدم هی با برگه های غذائی مختلف و انقد بخور اونقد بخور از مطب اومدم بیرون ولی هیچ کدومش اثر نداشت ولی به لطف این ماه مبارک........

از سبکی خودم لذت میبرم ...از کوچیک شدن شکمم ....از اندازه شدن بیشتر لباسهائی که تو اسباب کشی میخواستم بندازمشون دور از بس که هی میپوشیدمو اندازه نمیشدنو صاااااااااااااف میرفتن رو مغزم

.

.

دلم خیلی چیزا میخواد مثل پارک ارم........شمال ........و هر جای تفریحی دیگه ای ولی حیف که روزه اجازه نمیده از جات تکون بخوری همش دوست داری ولو شی زیر باد کولر و با برنامه های تی وی یا اومدن تو کامی ساعات کشدار و سپری کنی

.

دیشب دخترک گیر داده بود پیتزا میخوام ...گفتم تو این ماه دو بار اغفالم کردید بعد از افطار پیتزا و هات داگ خوردم دیگه اغفال نمیشم ........به همین جهت پیتزاهائی رو که از هایپر گرفته بودم گذاشتم بیرون و یه دونشو گذاشتم تو مایکروفر و همه با هم تقسیم کردنو نوش جان

ولی من انقد مقاومت کردم که حتی یه کووچولو هم ازش نخوردم و از خودم بی راضی بودم بعدش

پریشب اغفالم کردن یه شکلات انداختن جلوم منم که در برابر شکلات بی طاقت برداشتم ک و ف ت کردم تا آخر شب وجدان درد داشتم خواااااااااااااااهرررررررررررررر

.

.

نازیم میخواستم برم واسه اپیل که تنبلیم اومد گفتم باشه فردا که دخترکو میبرم زبان تو اون فاصله 1 ساعت و نیم برم کارمم انجام بدم .....فقط خدا کنه اونوقت صبح باشه

پ ن : چه روزه ی خوبیه که نه گشنته نه تشنه فقط کمی بی حالی چاشنی کارته

دوستون دارم ، بای