امروز صبح تا ظهر و که تنها بودم تا 10 لالائیدم بعدش همینجوری تو تخت ولو .......سینه خیز از رو تخت میرم به سمت زمین گوشیمو بر میدارم چک میکنم چند تا اس اومده حال ندارم بازشون کنم.........
دوباره طاقباز رو تخت دراز میشم از پنجره به بیرون نگاه میکنم یه ذره به فکر میکنم به گذشته به حال به اون خونه به آینده
به کارهائی که الان باید بکنم
آخ جون امروز نمیخوام برم بیرون همش خونه ام
آشپزخونه میدونم که یه کوچولو نامرتبه و ظرفهای صبحونه یه کم جمع و جور تختهای دیگه
تا 10 و نیم ولوئم پا میشم تلفن خونه رو چک میکنم کسی زنگ نزده
تی وی رو روشن میکنم میخوام بزنم پی سی ولی پشیمون میشم چون دیشب قسمت دوم ح ر ی م (بعد از پیام بازرگانی ) رو ندیده بودم
نگاه میکنم جمع و جور میکنم
امروز 3 سری لباس انداختم ماشین و پدر شو در آوردم
ختم مادربزرگ جاریه از ساعت 3 تا 4 و نیم
چون خاله پری هست نمیتونم برم به جاری میزنگمو تسلیت و عذرخواهی
تازه اون موقع اس ها رو باز میکنم جواب میدم برنج درست میکنم دیگه وقت اومدن دخترکه
طبق معمول هر روز برنامه رنگین کمانو میبینم .....از همون موقعی که دخترک و حامله بودم یعنی سال 82 عشقم همین رنگین کمان بود که هیچوقت برام تکراری نشده
آقا این آقا خشایار قلبش میگیره قلب منم تالاپ تالاپ میکنه والله انقد که عمیق میره تو نقش ........بعدشم از اول سالم که اینجوری آدم همش نگران هنرمنداست
بعدشم من یه چیزی رو کشف کردم اینکه جلیقه سرمه ایه آقا خشی مثل همون لباس سرمه ایه بالی خان تو ح ر ی م سلطانه هم جنسش هم طرحش هم رنگش البته تا حدودی
و این سوال من به جواب رسید که یعنی از این پارچه ها و لباسهائی که خ ر م میپوشه اینجا ها هم پیدا میشه که دیدم بله میشه
ولی خاله نرگس عشقه خدائی.........خیلی دوست داشتنیه
میگم خوب شد 380 پول ندادم واسه چرخون .......خودش خود بخود درست شد بی تربیت .......فقط من و **تو گیر داره که امیدوارم درست بشه
زندگی مایسا تو پی سی هم برام جالبه و دنبالش میکنم........یه خواننده مشهور آمریکای لاتین بوده .......جمعه ها ساعت 10 تکرارهاشم شنبه 8 شب و دوشنبه 1 ظهر
امروز مایسا رو هم دیدم
دیگر هم همین.................
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار