صبحه یه صبح آفتابی ....بعد از دیروز برفیی که داشتیم و همچنانم آثارش باقی مونده و منم اینجا تنهای تنها

دیروز خونه مامانم بودیم و ای بدک نبود هر چند که نصفیشو خوابیدیمو نصفیش رو هم من اینجا بودمو مشغول نت گردی

همچنان بی اینترنت و بی تلفن و بی م ا ه وا هره در اون خونه سپری میکنیم و با همسری مریض که انگار خیال خوب شدن نداره