صبحه یه صبح آفتابی ....بعد از دیروز برفیی که داشتیم و همچنانم آثارش باقی مونده و منم اینجا تنهای تنها
دیروز خونه مامانم بودیم و ای بدک نبود هر چند که نصفیشو خوابیدیمو نصفیش رو هم من اینجا بودمو مشغول نت گردی
همچنان بی اینترنت و بی تلفن و بی م ا ه وا هره در اون خونه سپری میکنیم و با همسری مریض که انگار خیال خوب شدن نداره
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 8:3 توسط خانوم سین
|
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار