ولی در واقع کار زور و تبعیضو تحت هیچ شرایطی نمی تونم بپذیرم
بعدازظهر من و همسر و دخترک راهی خونه مادرشوهر میشیم
بر خلاف تصورم اون قدرها هم شلوغ نیست
از اون موقعی که از سفر برگشتیم هر از گاهی یاد کله پ ا چه ی گوس*فندمون میفتم که سرانجام آخر و عاقبتش چی شد
چون طبق نذرمون هر سال تو اون محل کشته میشه و من بعد از 6 سال که هی هر دفعه مادرشوهر اینا کله پاچه رو برداشتنو با پسرها و نوه های طبقه پائینیشون خوردنو یه گوشه شم واسه ما نذاشتن
اونم با عادتی که مادرشوهر داره و هیچی از گلوش پائین نمیره حتی کوچکترین چیزا رو واسه دختراش فریز می کنه که هر وقت اومدن بهشون بده
اینه که دیگه بعد از 6 سال دیدم خبری نشد این دوسال میرفتم میگرفتم ک ل ه پ ا چه رو
بعد امسالم که نبودیم سفر بودیم از همسر پرسیدم چی شد؟؟؟؟؟؟
گفت ردش کردن رفته واسه مستحق یعنی
بعد امروز به مادرشوهر اجب جیگر میگم اشاره به پسرش میکنه و میگه ک ل ه پا چ هش م که هر چی گفتم نبرد
تازه میفهمم گوسفندیه 10 تومنم واسه پاک کردنش گرفته
آقا منو میگی دیگه داشتم میترکیدم در حد تیم ملی
تا رسیدن به خونه خودمو کنترل کردم چون می دونستم اگه تو راه بگم دیوونه بازی در میاره
رسیدیمم خونه مامانم بالا بود نشد که اون انفجاره رخ بده
فقط تو راه همسر رفت از هایدا ساندویچ بگیره تو همون زمان کوتاه به خواهر زنگیدم که من آتشفشانم فقط میخوام برسم خونه منفجر بشم
که الحمدالله رب العالمین خواهر بی بخارم یه زنگ نزد ببینه من چه خلطی میکنمو جلوی فاجعه ای رو بگیره حداقل
حالا در حالت عادی روزی 40 بار زنگ میزنه ها حتی آخرین تماسش به خونه 7 و نیم بعدازظهر بوده ولی خوب بازم خوبه مامانم بود
وگرنه که فک کن دو سه ساعت خودمو نگه داشته بودم میترکیدم اساسی
دیگه همسر رفت حموم چند دقیقه بعدش باباش زنگ زد یه کاری داشت
قبل از اونم به مامانمو آزی گفتم که اینطوری شده
اونا هم گفتن وقتی که اونا به روی خودشون نمیارنو همشو خودشون میخورنو به شما هم نمیدن خودت یه جوری غیر مستقیم بگو
این شد که زنگیدم خونه مادرشوهر و الکی گفتم ساعتم اونجا جا نمونده ؟؟؟؟؟؟؟
که گفت نه
بعدش گفتم راستش تو خونتون صحبت ک ل ه پاچه شد دخترکم هوس کرده منم گفتم به مامان بزرگت میگم که واست یه کم بذاره
گفت باشه حتما و .....
دیگه انگار آبی ریخته باشن رو آتیش کاملا آروم شدم و جلوی فاجعه ای و عر عر اینجانبم گرفته شد
می دونید مسئله ک ل ه پ ا چه نیست من ناراحتیم از رفتار مادرشوهر و فرق گذاشتن بین بچه هاشه
چطور واسه دخترات همه چی رو فریز میکنی اونوقت پسرت آدم نیست؟؟؟؟؟
تازه چیزی که مال خودشه
با اون دو تا پسر و نوه هات که طبقه پائینن بشینی هاپولی کنی اونوقت یه کوچولو واسه ما نذاری
وگرنه که خدا شاهده هنوز ک له پا چه گو*سفند مامانم که عید قربان کشت تو فریزر منه
مشکل من نفس کار مادرشوهره
و این هم از این
شما چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار