سلام سلام
خوبین ؟خوشین؟؟؟؟؟؟سلامت بیدین؟؟؟؟
ما که اییی بدک نیستیم
امشب باز دوباره جای دیشب به درخواست دخترک تکرار شد رفتیم تو همون کوه کوهسار و ساندویچ هایدا هم گرفتیمو جاتون خالی........
خیلی خیلی چسبید تو اون فضا و شهر تمیز و چراغهای رنگی و ....
امشب خانوادگی رفتیم به مامانمم گفتیم بیا که نیومد
.
یکی دو باره شنبه ها و چهارشنبه ها که کلاس زبان دخترک تموم میشه با هم دوتائی مادر دختری میریم پیتزا میخوریم حالا دخترک ازم قول گرفته که به جای امشب فردا پیتزا باشه و تازه غیر از اون باقلی و لبو هم از اون آقا چرخیه واسش بگیرم
امروز با خواهری حرف میزدم میگفت واسه دخمل بزرگش که تو سایز دخمل منه بلوز گرفته از پاساژ نزدیک خونشون
الان دخملی من تو سنیه که نه نوجوانه نه کودک با الی و آزی هم همچین مشکلی داشتم بدبختی اصلا لباس واسه این سایز نیست
به آزی و الی گفتم یکشنبه صبح بیاین بریم بازار الی میگه اااااااااااااااااای بابا بازار هم شد جا
طفلک آزی که بچه م سر به زیره و اهل دوست موست نیست یعنی این الی یک سر به هوائیه که بیا و ببین
هیچی دیگه احتمالا یکشنبه با آزی بریم بازار ...........کسی نمیخواد باهامون بیاد؟؟؟؟؟؟؟؟
واسه دخترک دو تا بلوز مناسب این فصل میخوام بگیرم هر چی داشته کوچیک شده شلوار لی چند تائی داره همینطور سارفون و جوراب شلواری ولی بلوز نداره
.
.
خواهری دیروز میگه میای بریم استانبول؟؟؟؟؟؟؟میگم مگه مغز خر خوردم با تو بیام
اونجا همش باید با هم دعوا کنیم
فک کن فقط دو تا خواهر باشی اونوقت اصلا نم با هم نسازی
گفتم که اصلا فکر مالزی رفتنو اون انداخت تو سرم چون میخواست با دوستش بره دوبی یعنی زنونه
بهش گفتم خوب منم میام
برگشته میگه :::::: ول کن بابا همش با هم دعوامون میشه
حالا که دیده از پسش براومدیم بدون مرد رفتن به مالزی .......... رو دیگه دعوامون نمیشه با هم بریم ترکیه![]()
گفتم نههههههه من حالا حالاها قصد سفر ندارم
.
.
زن پسر خاله م فک کنم یه ماهی بشه که فوت کرده در اثر بیماری حالا هی امروز فردا میکنم که بهش بزنگم تسلیت بگم
دوستون دارم ، بای
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار