روز دوم
من روز اول یادم رفت اینو بگم که بعد از گرفتن آب و برگشت به هتل و شام دوباره رفتیم بیرونو همون فروشگاه پشت هتلو کشف کردیم
و اماااااااااااااااااا روز دوم :
صبح چون صبحانه هتل تا ۱۰ بیشتر نبود ساعت ۹ و ۲۰ دقیقه از خواب بیدار شدیم و جالب اینکه فکر میکردیم ۵ صبحه هنوز ساعت خوابمون تنظیم نشده بود خلاصه به هر زحمتی بود خوابالو خوابالو رفتیم صبحانه رو خوردیمو اومدیم بالا دخترک مایوشو پوشید و رفتیم طبقه ۸ م استخر
کمی شنا کرد و بعدم همونجا دوش گرفتو آزی هم گفت به دوش نیاز داره که قرار شد بچه ها برن بالا و من رفتم همون فروشگاه پشت هتل از ۱۲:۲۰ دقیقه تا ۱ و نیم اونجا بودم
ساعتامونم به وقت اونا تنظیم کرده بودم
۳ طبقه فروشگاهو گشت زدم و به نظرم اومد قیمتهای کفشاش به نسبت چیزای دیگه بهتره
چون واقعا پول ما بی ارزش شده و چیزی رو که اینجا میتونی با ۱۰ تومن بگیری اونجا باید ۲۵ تومن براش پول بدی ولی بازم کفشاش بهتر بود و تقریبا با اینجا یر به یر در میومد
قیمت لباساش که بیش از حد گرون بود مثلا یه زیرپوش مردونه که اینجا نهایتا ۱۰ تومن میتونی بگیری اونجا ۳۰ تومن در میومد
خلاصه بعد از گشت زدنو هی اکیپی به راه بودنم یعنی همان نچ نچ کردنمان برگشتم هتل
ناهار و در همون حالت بی قاشقی خوردیمو کمی استراحت بعدم رفتیم جلوی هتل تاکسی گرفتیم از همین قرمزها و بهشم گفتیم که میتر و بزنه و رفتیم دم تایم اسکووور که اونجا هم در ۷ طبقه همه چی گرون
دو تا خانوم ایرانی رو در طبقه ۳ دیدیم که دو تا پلاستیک دستشون بود گفتیم شاید مغازه ای باشه که بشه چیزی ازش خرید ازشون پرسیدیم که کلا ناامیدمون کردن چون گفتن از ۹ صبح اونجان و تمام طبقاتو گشت زدن و فقط ۲ تا تاپ گرفته بودن
واسه همین دیگه گشت نزدیمو یعنی فقط طبق ۲ رو نرفتیم
اومدیم طبق اول و اون مغازه ای که موبایل و لپ تاپ داشت که اونم با قیمتائی که تو هایپر دیده بودم تفاوتی نداشت
برگشتیم به هتل البته قبل از اون دو تا ذرت برای بچه ها گرفتم
و تاکسی هم که فکر میکرد از پشت کوه اومدیم گفت ۲۵ تومن ولی آزی گفت که میتر بزن اونم قبول نکرد در نهایت به ۱۵ تومن هم راضی شده بود ولی من گفتم تن رینگت یعنی ۱۰ تومن
دیگه اومدیم یه تاکسی دیگه و میتر زد با وجود ترافیک ۱۱ تومن دادیمو دم هتل پیادمون کرد نگهبانا در هتلو باز کردن که بریم تو ولی چون هنوز ساعت حول و حوش ۷ بود و وقت زیادی نداشتیم و اگه یه کوچولو خرید نمیکردیم حداقل واسه سوغاتی فردامونم خراب میشد
این بود که به بچه ها گفتم ظهر که رفتم فروشگاه مای دین کفشاش و یه سری چیزاش خوب بود بیاین بریم حداقل خریدامونو بکنیم
یه کم غر زدن به خصوص دخترک غرغر کرد ولی رفتیم یه مقدار خرید کردیمو برگشتیم هتل
قاشقم از همون فروشگاه خریدیم شام خوردیمو ساعت ۱۲ و نیم خوابیدیم


اینجا هم دم استخره بچه ها رفته بودن قسمت دوش منم داشتم واسه خودم ریا پردازی میکردم که اگه کلا اینجا زندگی میکردیم چقد خوب بود........همه مردمانش راحت و ریلکس و بی هیچ استرسی نه گرونیی نه بدبختیی

اینم همون روز ظهر که تنها رفتم فروشگاه پشت هتل عکس گرفتم فکر میکردم چائی سازه میخواستم دو سه تا واسه خودامون بگیرم که آزی اومد خوند گفت قهوه سازه
یعنی انگلیسی زیر صفرررررررررررررررررررر![]()


فروشگاه تایم اسکووووووئر
دیشب تو ف ی س ب و ک یه سری عکس گذاشتم ولی چون دلم نمیخواست یه عده عکس آزی رو ببینن حالا طی چند روز آینده یه سری عکس دیگه که مونده و عکس آزی رو خواهم گذاشت
دوستون دارم ،بای
مینویسم از هر چیزی هر کجا و هر زمان ، زنی هستم از این دیار