طبق معمول بعضی شبا از 8 پنچر میشم تا 12 و ربع بعدم که نصف شب گردی تو نت

البته الانم یه کوچولو خوابم میاد باز

.

صبح که از خواب پا میشم مث گل وا میشم

یه کم تو تخت چرخ میخورم از اینور به اونور خونه خالیه خودتی و خودت

فکر میکنی خوب چکار کنی؟؟؟؟؟؟؟خونه در حد تیم ملی به هم ریختست آشپزخونه رو که نگو

پا میشی و تصمیم میگیری یه کزتینگ اساسی راه بندازی علاوه بر اینکه هایپرم باید بری نازی و سوسن هم که جای خود دارد

یک آن یاد کامنت یاسی میفتی که حالا نازی رفتنت دیگه چیههههههههه؟؟؟؟؟؟

دیگه خبر نداره که الان چند روزه همه جونم خارش گرفته از دست این جنگل من موندم آقایونی که خروار خروار ریش میذارن چجوری میتونن تحمل کنن

دارم ظرفا رو تو ماشین ظرفشوئی جابجا میکنم که خواهری میزنگه همزمان با فکر قبلی و برنامه های اینروزام میگم مردم انقد بدنم خارید

با خنده میگه خوب بباف بعد بهش کلیپس بزن یعنی در این حداااااااااااااا

خلاصه فضامون شاد میشه و همراه با آهنگای محبوب پی ام سی به بقیه کارهام میرسم

10 تا 11 ایزل رو میبینم چون اون سری ماهپاره نداشتیم ما

بعدشم خودمو آماده میکنم واسه خر..م س ل ط ان که مثل اینکه ساعتش عوض شده

ناهار قرار نیست درست کنم همون نذری دیشب هست

بعدشم یه دوش و بعدازظهرم با همسری هایپر

زیاد شلوغ نبود خوشبختانه

کلی غذای آماده و بیسکویت گرفتیم بهش گفتم آب معدنی بردارم که گفت نه همونجا بخرید

بعدم که خونه و خوردن سمبوسه هائی که از هایپر گرفته بودیمو پنچرینگ

.

فردا هم یه کم برنامم فشردست

صبح که نازی و احتمالا به جای سوسن برم پیش سولماز واسه ابروهام چون سوسن یه کم خرابش کرده

ساعت 4 و نیمم که دندونپزشکی و 7 و خورده ایم تالار واسه دختردائی مامانم

.

دوستون دارم ، بای