امروز به نظر خودم خیلی بدو بدو کردم

علاوه بر اینکه از جمعه بعدازظهر حالتهای سرماخوردگی اومده بود سراغمو بعد از کلی مقاومت آخر ۲ و نیم نصف شب پاشدم قرص خوردم

حس میکنم زیاد که میام تو نت یا شبا تا دیروقت میمونم و قشنگ میفهمم که خوابم میاد ولی مقاومت نمیکنمو نمیخوابم بعد از چند شب سردرد میگیرمو بعدشم مریض میشم

اونوقت به جاش تلافی میشه و چند روز نمیام

این دندون کناریم که همش فکر میکردم دردش مال گوشمه و یه هفته بروفن خوردم بعد رفتم پیش متخصص گوش گفت گوشت هیچیش نیست و احتمالا مال دندونته باز دوباره درد گرفته چیزای داغ یا یخ که میخورم اینجوری میشه

بدبختی از دندونپزشکیم میترسمو تا جائی که بشه نمیخوام برم

البته که میدونم فایده نداره و باید برم چون این معلومه عصبش داغونه و باید عصب کشی بشه

هم لیدا دخترعموم هم دخترعمه م دندونپزشکه ولی بازم من میترسم

با اینکه هر دفعه پیش فرزانه رفتم کلی لی لی به لا لام گذاشته و اینا

لیدا هم که هیچوقت پیشش نرفتم الانم که دیگه ماهای آخر بارداریشه و اصلا کار نمیکنه

از طرفیم همسری رفت قرار داد و با اون آژانس بستو فعلا من و آزی و دخترک قراره بریم ایشالله

میترسم این دندونه اونجا اذیت کنه و آبسه کنه و ایناااااااا اونوقت من بیچاره بشم

امروزم رفتم بو..ستان دلار بگیرم واسه اون آژانسه کارت خوان کار نمیکرد میگفتن یارانه ها رو ریختن واسه اونه قاطی کرده

فک کن چه روز و چه ساعتیم رفتم من

بعد بدود بدو رفتم بانک شماره م ۳۸۰ حالا نفر چندم بود ۲۸۸

یه آقاهه اونجا بود بهم شماره داد اونم ۳۰۰

خیلی به جا و خوب بود این شماره چون اگه دیرتر میشد صرافیم میبست

هیچی خلاصه پولو گرفتمو رفتم که دیدم از ۳۰۷۰ اومده رو ۳۰۵۰

به آقاهه میگم برم یه دور دیگه بزنم بیام شاید اومد پائین تر

خاله پری بی تربیتم که از ۵ شنبه بعدازظهر اومد و گل بود به سبزه هم آراسته شد

تازه امروز یه کم روبراه شدم با اون قرصای کلداستاپم که رسما رو هوا بودمو هی گیج میزدم

دیگر همین

دوستون دارم ، بای

راستی مالزی چیاش خوبه؟؟؟؟؟؟؟یعنی به صرفست و از اینجا ارزونتر در میاد

یه چیزیم یواشکی درگوشتون بگم که صبح داشتم پشیمون میشدم از رفتن ولی دوباره نظرم عوض شد